تکیه ام بر دیوار بود. به عکس هایت نگاه می کردم و تو می خندیدی تمام خاطراتم مرور کردم و آهی کشیدم دلم شکست و دیوار به گریه افتاد چشم هایت مانند ابر بهار بود. سیاه و خیس ولی نمی بارید همه راست می گفتند عروسی شاهزاده و گدا کجا بود که ما دومی باشیم من آشق شده بودیم نه عاشق منه بی چاره توی کوچه منتظر بودم تا که بیاید... نمی دانستم که باید سر صف منتظر بمانم ولی خدا خودش می دانیست می دونه آه عاشق دلشکسته با چشمان خیس جهان رو میسوزونه . دوستت دارم شاهزاده امیدوارم هر جا هستی خدا به همراهت باشد
نظرات شما عزیزان:
و من گریه می کردم
آره
Design By : MohammadDesign.IR |